حسن حسن زاده آملى

203

هزار و يك كلمه (فارسى)

جايز است مانند بريدن عضو شقاقلوس و كشتن موذى و جانى . 9 ) « و بمقارنته بين الأمور عرف أن لا قرين له » . قرين - به قرينه ضد - آن است كه در صفات مطابق باشد ، بر خلاف ضد كه عبارت است از آن كه در صفات موافق نباشد . همين طور كه خداوند ضد ندارد مثل هم ندارد در هيچ يك از صفات و افعال . مثلا در علم يكى پيدا شود مثل خدا علم داشته باشد ممكن نيست ، يا در قدرت يا در احاطه آن طور كه او در همه جا حاضر و ناظر است كسى ديگر هم همين طور باشد ، يا آن طور كه او علم غيب دارد كس ديگر همانطور علم داشته باشد . بلى امام و پيغمبر در علم و قدرت پيش از ديگران هستند و علم غيب هم خداوند به آنها تعليم مىكند ، الا اينكه باز علم واجب و علم ممكن بسيار با هم فرق دارد . يا معجزات انبيا محدود است و منحصر به همان اندازه كه خداوند اراده داشته باشد . موسى عليه السّلام با نه معجزه آمد تواناييش منحصر به همان نه معجزه بود ، بر فرض اينكه قدرت او بوده و الا ممكن است بگوييم دعا مىكنند و خدا دعاى انبيا را مستجاب مىكند . همچنين حضرت عيسى عليه السّلام پنج معجزه اظهار كرد كه در آيه قرآن ذكر نموده و بر بيش از آن قدرت به او داده نشده است ، و ليكن خداوند بر هر چيزى قادر است . امّا اينكه چطور خداوند مثل و مانند ندارد چون كه « صرف الشيء الذي لا أتمّ منه » يكى بيشتر نيست دو چيز متناهى را مىتوان گفت مانند يكديگر يا مساوى يكديگر هستند ، امّا وقتى چيزى غير متناهى شد محلّى براى ديگرى باقى نمىماند . و دنباله اين مبحث اثبات توحيد بايد نمود ؛ يعنى خدا يك است و دو نيست و فعلا بر اين مطلب چهار دليل در نظر است اگر چه مرجع بعضى به بعض ديگر باشد : اول : لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا « 1 » ؛

--> ( 1 ) - انبياء ( 21 ) : 22 .